ميرزا قهرمان امين لشكر
69
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
همايونى آمدند . جناب حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد سلمه الله و حاجى ميرزا حسن پسر مرحوم آقا ميرزا باقر مجتهد به چادر من آمدند و سايرين كه علماى شيخيه و حاجى ميرزا شفيع آقا باشد به چادر جناب مستطاب آقاى امير نظام دام اقباله رفتند . زمان ورود موكب مسعود همايونى حضرات به استقبال رفتند . من هم به چادر ميرزا يوسف خان رفتم . عباس آبدار و آقاجان را به احوالپرسى حكيمباشى طولوزن فرستادم . ميرزا غلامحسين را هم به احوالپرسى جناب علاء الدوله فرستادم . ميرزا غلامحسين رفت و جواب آورد كه خود جناب علاء الدوله خواهند آمد . قدرى با ميرزا فتحعلى خان پسر مبشر السلطنه سرتيپ تلگرافخانه تختهبازى كردم و يك انپريال هم بردم . در اين بين جناب علاء الدوله تشريف آوردند قدرى صحبت كرديم . جناب مستطاب آقاى امير نظام به چادر من تشريف آوردند . روز يكشنبه 4 شهر رمضان المبارك امروز اعليحضرت همايونى شهر تبريز وارد مىشوند . از باسمنج حركت فرمودند . در اين موقع . . . « 1 » جمعى مستقبلين مىآمدند . در خلعتپوشان ناهار ميل فرمودند . و من و جناب ساعد الملك تا خلعتپوشان در دورشكه نشسته آمديم و حضور مبارك حضرت و الا وليعهد مشرف شديم و در آفتابگردان جناب مستطاب امير نظام ناهار صرف شد و با جناب ساعد الملك سوار شده به طرف شهر آمديم . اهالى شهر تماما از اول خيراتى از بام و كوچه حتى روى درختهاى باغات براى استقبال و تماشاى ورود همايونى حاضر شده بودند . كدخدايان و بيگلربيگى و غيره همه بودند . خيلى خوب وارد شدند . ارامنه و فرنگيها و سايرين همه بودند براى تماشا . من آمدم در خانهء ميرزا احمد خان لشكرنويس و به خانه [ اى ] كه والدهء ميرزا حسين خان از ساوجبلاغ آمده بود آنجا منزل كرده است . شب را هم آنجا ماندم . با آنها شام خوردم . حاجى حميد بيك آنجا خدمت مىكرد . صبح زود آمدم حمام مشير نظام و از آنجا منزل ميرزا يوسف خان آمدم . و آخوند ملا عبد العلى اهل شهر تبريز است . آدم درويش فقيرى است . اكثر اوقات در مقام حاجب الدوله منزل مىكند . آمديم در محلهء چرنداب حاجى آقاجان بودند . و امروز صبح شيخ الاطباء رقعه نوشته است . گله از جناب امير نظام كرده كه براى او
--> ( 1 ) - كلمهاى ناخوانا .